عملیات بمب باران هوایی بلک باک
به گزارش پایگاه خبری پل تنگ؛
عملیات بلک باک ۱ تا ۷ شامل هفت حمله هوایی برد بسیار طولانی توسط بمبافکنهای ولکان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در جنگ فالکلند ۱۹۸۲ بود که هدف آنها فرودگاه پورت استنلی و دفاعهای اطراف آن بود. این مأموریتها از جزیره اسنشن نزدیک خط استوا انجام شد و به دلیل برد محدود ولکان، هر هواپیما چندین بار باید در هوا سوختگیری میکرد و هماهنگی با ۱۱ هواپیمای تانکر، عملیاتی پیچیده و دشوار بود. پنج مأموریت کامل انجام شد که سه مأموریت علیه باند و تأسیسات عملیاتی فرودگاه و دو مأموریت علیه رادارهای آرژانتین با موشکهای ضد رادار شریک بود. خسارت به باند محدود بود و تنها یک گودال ایجاد شد که جلوی استفاده جتهای سریع را گرفت، اما ظرف ۲۴ ساعت توسط نیروهای آرژانتین برای هواپیماهای ترابری تعمیر شد. عملیات بلک باک بیشتر تأثیر روانی و تبلیغاتی داشت و احتمالاً به دلیل کاهش نیروهای مسلح بریتانیا در دهه ۱۹۷۰ و تمایل نیروی هوایی برای نقش بیشتر در جنگ انجام شد.

اوایل دهه ۱۹۸۰، برنامهریزی دفاعی بریتانیا عمدتاً روی جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی متمرکز بود، اما هر شش ماه امکانسنجی درگیریها در نقاط دیگر جهان، از جمله جزایر فالکلند، انجام میشد و نتیجه این بود که این جزایر غیرقابل دفاعاند. نزدیکترین فرودگاه عملیاتی، فرودگاه واید اویک در جزیره اسنشن بود که 6100 کیلومتر از فالکلند فاصله داشت. نیروی هوایی سلطنتی بدون هواپیماهای با برد طولانی قادر به انجام عملیات در جنوب اقیانوس اطلس نبود و نقش آن محدود به هواپیماهای گشت دریایی و پشتیبانی لجستیکی از جزیره بود. در مارس ۱۹۸۲ و پس از شکستن کدهای آرژانتین، هشدارهای اطلاعاتی درباره احتمال فعالیت آرژانتین افزایش یافت و نیروی هوایی بررسی کرد که آیا با بمبافکنهای ولکان و سوختگیری هوایی میتوان عملیات برد طولانی انجام داد یا خیر. با حمله آرژانتین به فالکلند در ۲ آوریل ۱۹۸۲، دولت بریتانیا تصمیم به بازپسگیری جزایر گرفت.
عملیاتهای دوربرد کاملاً وابسته به ناوگان تانکرهای ویکتور کا 2 نیروی هوایی سلطنتی بودند.در ابتدا ۳۴ فروند ویکتور بهعنوان بمبافکن ساخته شده بود؛ بعداً ۲۴ فروند از آنها به تانکر تبدیل شدند. یکی از آنها در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۶ در پایگاه RAF Marham دچار سانحه شد و نیروی هوایی را با تنها ۲۳ فروند تانکر باقی گذاشت. اینها تنها تانکرهای موجود در خدمت بریتانیا در آوریل ۱۹۸۲ بودند. در همان زمان، ۹ فروند VC10 در حال تبدیل به تانکر بودند، اما تبدیل اولین هواپیما تا ۲۲ ژوئن تکمیل نشد.(تبدیل هواپیمای مسافربری لاکهید تری استار به سوخترسان).از ویکتورهای موجود، ۱۲ فروند به اسکادران شماره 55 و ۱۱ فروند به اسکادران شماره 57 اختصاص یافته بودند.
خدمهٔ تانکرها برای نقش زمان جنگ بسیار آموزشدیده بودند، زیرا مأموریت زمان صلح آنها شامل سوخترسانی به جنگندههایی بود که در پاسخ به ورود بمبافکنهای شوروی به حریم هوایی بریتانیا رهگیری میشدند—بهطور میانگین پنج بار در هفته.با این حال، پروازهای برد بلند بر فراز اقیانوس ناآشنای اطلس جنوبی ، نیازمند ارتقای تجهیزات ناوبری ویکتورها بود؛ از جمله نصب سامانهٔ ناوبری اینرسی Delco Carousel و سامانهٔ ناوبری Ω (اُمگا).تانکرهای ویکتور خود نیز قابلیت سوختگیری هوایی داشتند، و این امکان را فراهم میکرد که زنجیرهای از هواپیماها برای رساندن سوخت به نقاط دور سازماندهی شود.
نخستین پنج فروند ویکتور در ۱۸ آوریل به جزیرهٔ اسنشن اعزام شدند. روز بعد، چهار فروند دیگر رسیدند. سپس تا پایان ماه، شش فروند دیگر اعزام شد و مجموع تانکرهای ویکتور به ۱۴ فروند رسید (زیرا یک فروند در ۲۶ آوریل به مارهم بازگشت).
هر هواپیما قبل از خروج از حریم هوایی بریتانیا توسط یک ویکتور دیگر سوختگیری میشد.
در مدت اعزام ویکتورها به اسنشن، مأموریتهای معمول سوخترسانی در حریم بریتانیا توسط تانکرهای KC-135 نیروی هوایی آمریکا انجام میشد.فرمانده پایگاه مارهم، گروهسرهنگ J.S.B. Price، بهعنوان ارشدترین افسر نیروی هوایی در اسنشن منصوب شد. وینگکامندر D.W. Maurice-Jones فرماندهی یگان ویکتورها را در اسنشن برعهده گرفت تا اینکه در ۲۲ آوریل توسط وینگکامندر A.W. Bowman (فرمانده اسکادران 57) جایگزین شد.
نخستین مأموریتهای دوربرد نیروی هوایی با ویکتورها، برای شناسایی منطقهٔ اطراف جزیرهٔ جورجیا جنوبی در پشتیبانی از عملیات Paraquet (بازپسگیری جورجیا جنوبی) انجام شد.
در ساعت 04:00 روز ۲۰ آوریل، یک ویکتور به خلبانی اسکوادران لیدر J.G. Elliott از اسنشن برخاست، همراه با چهار تانکر پشتیبان برای تأمین سوخت مسیر رفت.برای مسیر برگشت نیز یک گروه چهارفروندی تانکر دیگر اعزام شد.دو مأموریت شناسایی دیگر نیز در ۲۲۲۳ آوریل و ۲۴۲۵ آوریل در منطقهٔ جورجیا جنوبی انجام شد.این مأموریتها توانمندی تانکرهای ویکتور در پشتیبانی از عملیاتهای جنوب اقیانوس اطلس از مبدا اسنشن را بهخوبی نشان داد.هواپیماها به یکدیگر سوخت میداند و بر میگشتند و تنها اخرین هواپیما برای شناسایی به هدف میرسید زیرا مسیر رفت و برکشت حدود 12000 کیلومتر بود
ولکان آخرین بمبافکن از سری «V» بریتانیا بود که هنوز برای مأموریتهای بمباران عملیاتی استفاده میشد، اما تا مارس ۱۹۸۲ فقط سه اسکادران باقی مانده بودند: اسکادرانهای ۴۴، ۵۰ و ۱۰۱ نیروی هوایی سلطنتی. هر سه قرار بود تا ۱ ژوئیهٔ ۱۹۸۲ منحل شوند.این اسکادرانها در پایگاه نیروی هوایی وادینگتون در بریتانیا مستقر بودند و برای عملیات هستهای تحت فرمان ناتو قرار داشتند؛ سوختگیری هوایی و بمباران متعارف چندین سال بود که تمرین نشده بود. درخواست دریادار سندی وودوارد، فرمانده گروه ناوهای هواپیمابر بریتانیا که به سوی جنوب حرکت میکرد، در ۱۱ آوریل برای پیشنهاد اهدافی در جزایر فالکلند، باعث شد امکان استفاده از وولکانها برای حمله مجدداً بررسی شود. گزینههای حمله به فرودگاهها و بنادر آرژانتینِ سرزمین اصلی بهدلیل تحریکآمیز بودن از منظر سیاسی و احتمال پایینِ اثربخشی کنار گذاشته شدند. رئیس ستاد نیروی هوایی، مارشال مایکل بیدم، استدلال کرد که تهدید وولکان باعث میشود آرژانتینیها جنگندههای خود را در شمال آرژانتین نگه دارند.

تفکرها بر حمله به فرودگاه پورت استنلی متمرکز شد. اینکه این حمله ارزش تلاش را داشته باشد یا نه مورد بحث بود. بیدم در ابتدا حملهای را پیشنهاد کرد که در آن یک وولکان تنها هفت بمب ۱٬۰۰۰ پوندی (۴۵۰ کیلویی) رها کند. این محمولهٔ سبک نیاز به سوختگیری هوایی را در حداقل نگه میداشت. اما آزمایشها در میدان تمرینی گاروی آیلند نشان داد که هفت بمب کافی نخواهد بود؛ اما یک محمولهٔ کامل ۲۱ بمبی احتمال ۹۰ درصدی ایجاد یک گودال روی باند و احتمال ۷۵ درصدی ایجاد دو گودال را فراهم میکرد. انتظار میرفت حمله باعث آسیب به محوطههای پراکندگی و هواپیماهای پارکشده نیز بشود. برای به حداقل رساندن خطر ناشی از توپهای ضد هوایی و موشکهای سطح به هوا، حملات باید در شب و ترجیحاً در هوای بد انجام میشد. آسیب به مناطق اطراف، از جمله احتمالاً هواپیماهای پارکشده، باعث میشد عملیات ارزش انجام داشته باشد.
در حالی که کمیته رؤسای ستاد اطمینان داشت که عملیات عملی و دارای احتمال موفقیت بالاست، غیرنظامیان وزارت دفاع مطمئن نبودند و استفاده از پایگاه اسنشن برای عملیات تهاجمی تبعات سیاسی داشت، زیرا پایگاه وایداِیوِیک از نظر فنی یک پایگاه نیروی هوایی آمریکا بود. وزارت امور خارجهٔ آمریکا مشورت شد و اعلام کرد که مخالفتی ندارد. مجوز انجام عملیات، با اسم رمز «بلک باک»، توسط کابینهٔ جنگ در ۲۷ آوریل صادر شد.
بحثبرانگیزترین بخش عملیات درگیر شدن جنگندههای سیهریر از ناوگروه وودوارد مستقر بر روی ناوهواپیمابر هرمس بود. یکی از دلایل استفاده از وولکانها این بود که ناوگان سیهریر برایدفاع هوایی از نیروی دریایی حفظ شود، اما برنامه ایجاب میکرد که آنها یک عملیات شناسایی عکسبرداری روزانه بر فراز فرودگاه مورد نظر برای حمله برای ارزیابی خسارات انجام دهند. اگر قرار بود به خطر انداخته شوند، از منظر سیاسی بهتر بود از آنها برای اجرای حمله نیز استفاده شود. دریادار درک رفل پیشنهاد کرد که هریرها پیش از حملهٔ وولکان، رادارهای فرودگاه را سرکوب کنند و سپس مأموریت شناسایی پس از حمله را انجام دهند.
در ۲۹ آوریل، به وودوارد اطلاع داده شد که اجرای بلک باک در ساعت 07:00 انجام میشود و او باید ترتیبی دهد که شناسایی عکسبرداری در اولین فرصت ممکن صورت گیرد. وودوارد اعلام کرد که اگر این شناسایی برای بلک باک ضروری است، توصیهٔ او لغو عملیات است زیرا نمیخواست در روز روشن سی هارییر ها را بخطر بیندازد. روز بعد به او اطلاع داده شد که عملیات تأیید شده و شناسایی عکسبرداری هم برای ارزیابی خسارات و هم برای رد ادعای آرژانتین دربارهٔ بمباران بیهدف ضروری است.

وولکانها بر اساس نوع موتور انتخاب شدند؛ تنها آنهایی که مجهز به موتور قویتر Bristol Olympus 301 بودند مناسب تشخیص داده شدند. شش هواپیما انتخاب شد: دو فروند از هر یک از اسکادرانهای ۴۴، ۵۰ و ۱۰۱. در نهایت یکی مورد استفاده قرار نگرفت. پنج خدمه انتخاب شدند: یکی از اسکادران ۴۴، یکی از اسکادران ۱۰۱، دو نفر از اسکادران 51 نفر از اسکادران تازهمنحلشدهٔ شماره ۹. یک مربی سوختگیری هوایی از یگان آموزشی تانکرهای ویکتور به هر خدمهٔ وولکان افزوده شد تا در مأموریتهای عملیاتی بر تماسهای سوختگیری نظارت کند.
یکی از چالشبرانگیزترین کارها بازگرداندن سامانهٔ سوختگیری هوایی بود که از روی والکان چند سال پیش برداشته شده بود. این کار نیازمند تعویض شیرهای یکطرفهٔ ۴ اینچی (۱۰۰ میلیمتری) بود. بیست شیر جایگزین در یک قفسه در پایگاه استافورد یافت شد. پنج هواپیما به سامانه ناوبری اینرسی Carousel تجهیز شدند. غلافهای جنگ الکترونیک AN/ALQ-101 از هواپیماهای بلکبرن بوکانیر در هانینگتون گرفته شده و با پایلونهای بداهه روی بال وولکان نصب شدند، با استفاده از نقاط اتصال مخصوص موشک اتمی اسکایبولت.قسمت زیرین هواپیماها خاکستریِ «دریای تیره» رنگ شد.
در حالی که وولکانها قادر به حمل مهمات متعارف بودند، این کار مدتها انجام نشده بود. برای حمل ۲۱ بمب، وولکان به سه مجموعه نگهدارندهٔ ۷تایی نیاز داشت. رهاسازی آنها با صفحهای در محل ناوبر کنترل میشد که «۹۰-وِی» نام داشت و اتصالات الکتریکی هر بمب را کنترل میکرد و گفته میشد ۹۰ حالت مختلف رهاسازی دارد. هیچیک از وولکانهای وادینگتون به این تجهیزات یا حاملهای ۷تایی مجهز نبودند. جستوجو در انبارهای وادینگتون و اسکمپتون صفحههای ۹۰-وی را پیدا کرد و نصب و تست شدند، اما یافتن حاملهای ۷تایی دشوارتر بود و حداقل ۹ عدد نیاز بود. کسی یادش آمد که تعدادی از آنها به یک مرکز اوراقی در نیوآرک-آن-ترنت فروخته شده و از آنجا بازیابی شدند. یافتن بمب کافی نیز مشکل بود و فقط ۱۶۷ بمب پیدا شد. برخی پوستهٔ چدنی داشتند که مستعد ترکخوردن بود و این عملیات بمبهایی نیاز داشت که در زمین نفوذ کنند. آموزش خدمهها در بمباران متعارف و سوختگیری هوایی از ۱۴ تا ۱۷ آوریل انجام شد، زمانی که کنترلرهای نظامی ترافیک هوایی، وولکانها و ویکتورها را ۲۵۰ مایل دورتر از لندز اند بردند، جایی که بیشتر تمرینهای سوختگیری شبانه انجام شد.
دو وولکان نخست، به فرماندهی سرگرد جان ریو و ستوان یکم مارتین ویترز، در ساعت 09:00 روز ۲۹ آوریل از وادینگتون بلند شدند و پس از ۹ ساعت پرواز بدون توقف — با دو بار سوختگیری — در ساعت ۱۸۰۰ به وایداِیوِیک رسیدند. دو وولکان دیگر بعدها اعزام شدند: یکی به فرماندهی سرگرد الستر مونتگومری در ۱۴ مه، و دیگری به فرماندهی سرگرد نیل مکدوگال در ۲۷ مه. این هواپیما ابتدا آزمایشهایی با موشک ضدرادار مارتل انجام داد و سپس به موشک شرایک مجهز شد.
عملیات بلک باک شمارهٔ یک
اولین حملهٔ غافلگیرانه به جزایر فالکلند، در ۳۰ آوریل تا ۱ مه، نخستین اقدام تهاجمی مهم نیروهای بریتانیایی علیه نیروهای آرژانتینی در فالکلند بود هدف این حمله باند اصلی فرودگاه پورت استنلی بود. بمبافکن، با حمل ۲۱ بمب ۱۰۰۰ پوندی، قرار بود خط باند را با زاویهای حدود ۳۵ درجه قطع کند. سامانهٔ رهاسازی بمب بهگونهای زمانبندی شده بود که بمبها بهصورت پشتسرهم از ارتفاع ۱۰٬۰۰۰ پایی (۳٬۰۰۰ متر) رها شوند تا حداقل یک بمب باند را اصابت کند.
مخازن سوخت وولکان میتوانستند ۴۲٬۰۰۰ لیتر سوخت در ۱۴ مخزن تحت فشار حمل کنند که وزنشان ۳۴٬۰۰۰ کیلوگرم بود. بر اساس برآورد مصرف سوخت وولکان، یازده تانکر ویکتور ــ شامل دو هواپیمای ذخیره ــ برای سوخترسانی به یک وولکان قبل و بعد از حمله تخصیص یافتند. دو وولکان برای مأموریت در نظر گرفته شد: یکی به فرماندهی ریو (Reeve) بهعنوان هواپیمای اصلی، و دیگری به فرماندهی ویترز (Withers) بهعنوان ذخیره که قرار بود پس از موفقیت اولین سوختگیری ریو، به اسنشن بازگردد.
برنامه شامل ۱۵ مأموریت ویکتور و ۱۸ نوبت سوختگیری هوایی بود. در آن زمان، این طولانیترین مأموریت بمباران تاریخ محسوب میشد.بمبافکنهای B-2 بعدها در عملیات «آزادی پایدار» در سال ۲۰۰۱ این رکورد را شکستند.

شروع مأموریت
یازده ویکتور و دو وولکان از ساعت ۲۳:۵۰ با فاصلههای یکدقیقهای از پایگاه وایداِیوِیک برخاستند؛ وولکان ریو یازدهمین و وولکان ویترز آخرین هواپیما بود.
با بار کامل بمب، سوخت، خدمهٔ ششنفره و رنگ تازه، وولکانها بسیار بالاتر از حداکثر وزن مجاز ۲۰۴٬۰۰۰ پوندی بودند.
در هوای گرم جزیرهٔ اسنشن، موتورهای بریستول اُلمپوس ۳۰۱ مجبور بودند با توان ۱۰۳٪ کار کنند تا هواپیماها از زمین جدا شوند.اندکی پس از برخاستن، وولکان ریو دچار خرابی شد: درزگیر لاستیکی پنجرهٔ «دید مستقیم» فرمانده خراب شده بود. بهدلیل ناتوانی در بستن پنجره و برقراری فشار کابین، ناچار شد به اسنشن بازگردد. وولکان امکان تخلیهٔ سوخت نداشت و برای فرود بسیار سنگین بود، بنابراین خدمه مجبور شدند تا مصرف شدن سوخت در کابینی سرد و پر سر و صدا در هوا بمانند.ویترز فرماندهی مأموریت را برعهده گرفت. بیست دقیقه بعد نیز یکی از تانکرها بهدلیل خرابی شلنگ سوختگیری بازگشت و هواپیمای ذخیره جایگزین آن شد.
مسیر بهسوی فالکلند
وولکان در مسیر رفت هفت بار و در مسیر بازگشت یک بار سوختگیری شد.در ۳۴ دقیقهٔ بین نخستین و دومین سوختگیری، وولکان ویترز ۹۲۰۰ پوند (۴۲۰۰ کیلوگرم) سوخت مصرف کرد ــ یعنی ۱۶٬۲۵۰ پوند (۷۳۷۰ کیلوگرم) در ساعت وزن هواپیما هرگز کمتر از حداکثر مجاز تئوریک نشد.پس از دومین سوختگیری، دو تانکر بازگشتند و تنها سه هواپیما باقی ماندند: وولکان ویترز، یک ویکتور به خلبانی سرگرد باب تاکسفورد، و یک ویکتور دیگر به خلبانی ستوان استیو بیگلندز.بهدلیل مصرف بالای سوخت، دو ویکتور مجبور شدند بیش از حد برنامه به جنوب بروند و ذخایر سوخت خودشان کاهش یافت.در آخرین مرحلهٔ سوختگیری، دستهٔ پروازی وارد طوفان شدید شد و میلهٔ سوختگیری بیگلندز شکست.برنامه این بود که تاکسفورد بازگردد و بیگلندز همراه وولکان بماند، اما اکنون تاکسفورد جای او را گرفت. محاسبهٔ سریع نشان داد که تاکسفورد سوخت کافی برای بازگشت ندارد.در نهایت، او سوختگیری نهایی را انجام داد. ویترز ۷۰۰۰ پوند کمتر از انتظار سوخت گرفت و مجبور شد مسیر بازگشت را با سوخت کمتر طی کند.

حمله به پورت استنلی
ویترز در ارتفاع پایین به فالکلند نزدیک شد و 90 متری پایین آمد، سپس برای اجرای بمباران از فاصلهٔ ۴۰ مایلی (۶۴ کیلومتر)، تا 300 متری اوج گرفت.برای اطمینان از موقعیت، رادار H2S را روی قلهٔ ۲۳۱۳ پایی (۷۰۵ متری) کوه اوسبرن قفل کردند. سپس سامانهٔ خودکار بمباران فعال شد.وولکان در ارتفاع ۱۰٬۰۰۰ پا با سرعت ۳۳۰ نات (۶۱۰ کیلومتر بر ساعت) نزدیک شد.سامانههای جنگ الکترونیک وولکان رادارهای کنترل توپهای ضدهوایی اسکای گارد در فرودگاه را مختل کردند.
۲۱ بمب رها شد. پس از آن ویترز هواپیما را در یک چرخش ۶۰ درجهای قرار داد که خدمه را تحت ۲g قرار داد.جنگندههای سیهریر اسکادران ۸۰۱ در حالت آمادهباش بودند، اما چون هواپیماهای آرژانتینی در منطقه نبودند، وارد عمل نشدند.اندکی بعد، دو سیهریر از فراز فرودگاه عبور کردند تا خسارات را عکسبرداری کنند.
ویترز از منطقه دور شد و بهسوی نقطهٔ ملاقات با یک ویکتور در نزدیکی سواحل برزیل رفت. هنگام عبور از ناوگان بریتانیا، رمز موفقیت مأموریت، «superfuse» را ارسال کرد .با کمک یک هواپیمای نیمراد، وولکان با تانکر نیل ملاقات کرد و هر سه به اسنشن بازگشتند.
نتایج حمله
پیام «superfuse» ساعت08:3 به ستاد نورثوود رسید BBC نیز پیش از فرود هواپیماها خبر را منتشر کرد.
بر اثر حمله:
- سه نظامی آرژانتینی کشته و چند نفر زخمی شدند.
- یک بمب گودال بزرگی روی باند ایجاد کرد که ترمیم آن مشکل بود.
- سایر بمبها خساراتی خفیف به تأسیسات و هواپیماها وارد کردند.
- باند کوتاهشده همچنان قابل استفاده باقی ماند.

بعد از صبح آن روز ۱۲ فروند سیهریر اسکادران ۸۰۰ از ناو هرمس برخاستند.۹ فروند به پورت استنلی حمله کرده و ۲۷ بمب رها کردند، یک انبار سوخت آتش گرفت و احتمالاً به باند خسارت اندکی وارد شد.یک سیهریر با گلولهٔ ۲۰ میلیمتری آسیب دید ولی بازگشت و سریعاً تعمیر شد.آرژانتینیها به اشتباه تصور کردند سه هواپیمای بریتانیایی ساقط شده است.سه سیهریر دیگر به گوس گرین حمله کردند و یک هواپیمای پوکارا را نابود،دو فروند دیگر را شدیداً آسیب زدند،خلبان و پنج نفر از پرسنل تعمیراتی کشته شدند.هیچیک از سه هریر آسیبی ندیدند.
بلک باک دو
در شب ۳ تا ۴ مه، یک فروند وولکان به خلبانی سرگرد جان ریو و خدمهٔ او از اسکادران ۵۰، مأموریتی تقریباً مشابه بلک باک یک را اجرا کرد.اینبار، یک وولکان دیگر به خلبانی سرگرد الستر مونتگومری بهعنوان هواپیمای ذخیره در نظر گرفته شد، اما مورد نیاز قرار نگرفت.
همانند مأموریت نخست، مسیر ۲۰۰ مایل دریایی (۳۷۰ کیلومتر) پایانی بهسمت پورت استنلی در ارتفاع پایین طی شد و سپس برای اجرای بمباران، هواپیما تا ارتفاع ۱۶٬۰۰۰ پا (۴٬۹۰۰ متر) اوج گرفت تا از پدافند هوایی اکنون کاملاً هوشیار آرژانتینبهویژه موشکهای زمینبههوای رولند جلوگیری کند.در نتیجه، تمام بمبها به خطا رفتند. چند روز طول کشید تا این مسئله روشن شود زیرا شرایط بد آبوهوا اجازهٔ مأموریتهای شناسایی عکسبرداری را نمیداد.بهگفتهٔ منابع آرژانتینی که برخورد چند بمب در نزدیکی انتهای غربی باند را تأیید میکنند دو سرباز آرژانتینی زخمی شدند.گودالهای ایجاد شده در بخش غربی باند، مانع شدند که مهندسان آرژانتینی بتوانند باند را به اندازهای توسعه دهند که پذیرای جنگندههای پیشرفته باشد.با این حال، باند همچنان برای هواپیماهای C-130 هرکولس و ترابری سبک قابل استفاده باقی ماند و امکان ادامهٔ ارسال تدارکات حیاتی و تخلیهٔ مجروحان را فراهم کرد.

بلک باک سه
پس از بلک باک دو، عملیات وولکانها متوقف شد زیرا تانکرهای ویکتور برای پشتیبانی از مأموریتهای ضدزیرسطحی هواپیماهای نیمراد مورد نیاز بودند؛ هر مأموریت نیمراد برای حفاظت از ناوگان، ۱۸ مأموریت سوخترسانی ویکتور لازم داشت.دو وولکان در ۷ مه به وادینگتون بازگشتند، اما یکی از آنها در ۱۵ مه دوباره به اسنشن اعزام شد تا هواپیمای اصلی بلک باک سه باشد. دیگری که در ۱۴ مه رسیده بود، هواپیمای ذخیره بود.مأموریت برای ۱۶ مه برنامهریزی شده بود، اما بهدلیل باد مخالف شدید پیش از برخاستن لغو شد.وولکانها در ۲۰ و ۲۳ مه به وادینگتون بازگشتند.
بلک باک چهار
بلک باک چهار قرار بود نخستین حملهٔ مجهز به موشکهای ضدرادار شرایک ساخت آمریکا باشد. این موشکها با پایلونهای زیر بالیِ بداهه روی وولکانها نصب شدند. این سلاحها پیشتر هرگز روی وولکان استفاده نشده بود، اما آزمایشها و مراحل نصب آنها تنها در ده روز کامل شد.وولکانهای مجهز به شرایک میتوانستند ۱۶٬۰۰۰ پوند (۷٬۳۰۰ کیلوگرم) سوخت اضافی در مخازن محفظهٔ بمب حمل کنند، که برد هواپیما را افزایش داده و تعداد سوختگیریهای لازم را به چهار بار کاهش میداد.هواپیمای اصلی، وولکانی بود به خلبانی سرگرد نیل مکدوگال از اسکادران ۵۰ که در ۲۷ مه به اسنشن رسید؛ مونتگومری خلبان هواپیمای ذخیره بود.
مأموریت برای ۲۸ مه برنامهریزی شده بود، اما پس از پنج ساعت پرواز لغو شد.یکی از تانکرهای ویکتور دچار خرابی در سامانهٔ شلنگ سوختگیری شد و کل دستهٔ پروازی بازگردانده شد.
بلک باک پنج
بلک باک پنج نیز توسط مکدوگال انجام شد و مونتگومری مانند قبل خلبان ذخیره بود.این نخستین مأموریت کامل مجهز به موشکهای ضدرادار شرایک بود.یک رادار سهبعدی بردبلند Westinghouse AN/TPS-43 متعلق به نیروی هوایی آرژانتین که در آوریل در جزایر مستقر شده بود تا کل منطقهٔ هوایی فالکلند را پوشش دهد.این راداربه آرژانتینیها امکان میداد سکوهای پرتاب اگزوسه را پنهان کنند،به هواپیماهای C-130 هشدار زودهنگام میداد تا به استفاده از باند استنلی ادامه دهند.برای موفقیت در حمله با شرایک، رادار باید روشن میماند؛ بنابراین یک حملهٔ سیهریر همزمان انجام شد تا آرژانتینیها را مجبور کند رادار را روشن نگه دارند.
در ساعت 08:45دو موشک شرایک شلیک شد.موشک اول ۱۰ تا ۱۵ یارد (۹ تا ۱۳ متر) کنار هدف اصابت کرد و خسارت انفجاری جزئی وارد کرد، اما رادار را از کار نینداخت.موشک دوم با فاصلهٔ بیشتری خطا رفت.

بلک باک شش
مأموریت بلک باک شش در ۳ ژوئن توسط مکدوگال انجام شد؛ وولکان او اینبار بهجای دو موشک، چهار موشک شرایک حمل میکرد. مونتگومری مانند همیشه خلبان هواپیمای ذخیره بود.مکدوگال بهمدت ۴۰ دقیقه بر فراز هدف گشت زد تا بتواند رادار AN/TPS-43 را هدف قرار دهد، اما رادار روشن نشد. در پایان، خدمه دو موشک از چهار شرایک را شلیک کردند که یک رادار هدایت آتش سامانه 35 میلیمتری دفاع هوایی اسکای گارد متعلق به تیپ ۶۰۱ پدافند هوایی ارتش آرژانتین را منهدم کرد و چهار اپراتور رادار کشته شدند.در مسیر بازگشت، والکان بهدلیل شکستن میلهٔ سوختگیری هوایی مجبور شد در ریودوژانیرو برزیل فرود آید. برای کاهش مقاومت هوا، یکی از موشکها را در اقیانوس رها کردند، اما موشک دیگر روی پایلون گیر کرده و جدا نشد.مدارک حساس و طبقهبندیشده از دریچهٔ خدمه به دریا انداخته شد و پیام اضطراری «Mayday» ارسال گردید.
دو جنگنده F-5E Tiger II نیروی هوایی برزیل از پایگاه سانتا کروز به هوا برخاستند و وولکان را رهگیری کردند.با کمتر از ۲۰۰۰ پوند سوخت که حتی برای یک بار دورزدن فرودگاه کافی نبوداجازهٔ فرود در فرودگاه گالئائو صادر شد.این حادثه میتوانست به رسوایی بینالمللی تبدیل شود، زیرا نشان میداد ایالات متحده موشکهای شرایک را در اختیار بریتانیا گذاشته است.دیپلماتهای بریتانیایی برای آزادی خدمه و هواپیما که در پایگاه نیروی هوایی گالئائو نگهداری میشدند، مذاکره کردند. توافقی در ۴ ژوئن حاصل شد=آزادی خدمه در مقابل ارسال قطعات یدکی برای هلیکوپترهای لنیکس در خدمت برزیل
برزیل تحت فشار آرژانتین قرار داشت، اما آمریکا دخالت کرد تا محرمانگی فناوری شرایک حفظ شود. خدمه و هواپیما در ۱۰ ژوئن اجازهٔ پرواز به اسنشن را یافتند. پس از نصب میلهٔ سوختگیری جدید، هواپیما در ۱۳ ژوئن به وادینگتون بازگشت.
بلک باک هفت
آخرین مأموریت بلک باک در ۱۲ ژوئن توسط ویترز انجام شد، با همان خدمهٔ بلک باک یک، بهجز اینکه سرگرد پیتر اِستَندینگ جایگزین راسل بهعنوان مربی سوختگیری هوایی شده بود. مونتگومری نیز مثل همیشه خلبان ذخیره بود.اینبار، هدف عملیات مواضع و تجهیزات نظامی آرژانتینی اطراف فرودگاه بود، نه خود باند.اما، اشتباهی در فیوزگذاری رخ داد، بمبها برای انفجار در برخورد تنظیم شده بودند، درحالیکه هدف این بود که در هوا منفجر شوند تا تجهیزات و هواپیماهای مستقر را منهدم کنند بدون آنکه باند آسیب ببیند زیرا باند قرار بود پس از بازپسگیری جزایر، برای عملیات جنگندههای اف4 فانتوم استفاده شود.در نهایت، هر ۲۱ بمب از هدفهای موردنظر به خطا رفتند.نیروهای زمینی آرژانتین دو روز بعد تسلیم شدند.
تأثیر عملیات
اثربخشی نظامی عملیاتهای بلک باک همچنان موضوع بحث است و برخی منابع مستقل آن را «حداقلی» توصیف میکنند.هواپیماهای C-130 آرژانتینی تا پایان جنگ همچنان از باند استفاده کردند، اگرچه پس از ۱ مه ارسال تدارکات به ۷۰ تُن و انتقال نیرو به ۳۴۰ نفر محدود شد، و پروازهای اولیه پس از ۴ مه بهدلیل حملات بلک باک متوقف گردید.دریادار وودوارد گفت که انتظار داشت پروازهای هرکولس ادامه یابد، اما «اهمیت زیادی» به آن نمیداد، زیرا برخلاف جنگندهها تهدید مستقیمی برای ناوها نبودند.بریتانیا از ادامهٔ پروازهای هرکولس آگاه بود و تلاش کرد آنها را متوقف کند، که منجر به سرنگونی یکی از هرکولسها در ۱ ژوئن شد.با توجه به نقش اندک باند در نتیجهٔ نهایی جنگ، حملهٔ مداوم بریتانیا به فرودگاه استنلی زیر سؤال رفته است
هدف اصلی عملیات
برنامهریزی عملیات برای رهاسازی بمبها با زاویهٔ ۳۵ درجه انجام شده بود تا دستکم یک بمب روی باند اصابت کند و امکان استفاده از آن توسط جنگندهها از بین برود.در این هدف، عملیات تا حد زیادی موفق بود، زیرا تعمیر باند بهدرستی انجام نشد و چندین «نزدیک بود» خطرناک رخ داد.عملیات بلک باک نشان داد که هواپیماهای بریتانیایی میتوانند از پدافند آرژانتین عبور کنند این امر سبب شد آرژانتینیها جنگندهها و زیرساختهای پشتیبانی را در جزایر مستقر نکنند.
فرماندهٔ اسکادران 801، نیجل «شارکی» واردکه در بلک باک یک برای حفاظت هوایی در منطقه حضور داشت بهشدت عملیات بلک باک را نقد کرد.او محاسبه کرد که سوخت مصرفی بلک باک یک، حدود ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ لیتر به قیمت ۳٫۳ میلیون پوند، میتوانست ۷۸۵ سورتی سی هارییر انجام دهد که ۲٬۳۵۷ بمب حمل میکردند.
وارد ادعای بازداشتن جنگندههای آرژانتینی را تبلیغات نیروی هوایی دانست و گفت:
اگر یک یا دو وولکان بهسوی بوئنوس آیرس پرواز میکردند، بدون پشتیبانی جنگنده، «در همان لحظه نابود میشدند».
هیچ مدرکی وجود ندارد که جنگندههای میراژ3 ارزانتینی برای دفاع از بوئنوس آیرس از جنوب منتقل شده باشند.
جمعبندی یک مطالعهٔ نیروی دریایی آمریکا
مطالعهٔ نیروئی دریایی امریکا نتیجه گرفت:
«مهمترین انتقاد این است که استفاده از وولکانها بیشتر برای این بود که نیروی هوایی سهمی در عملیات داشته باشد، نه اینکه واقعاً به پیروزی کمک کند.»
مقالات مشابه
بزرگترین بمب باران تاریخ
عملیات لانگ بکر
عملیات الدورادو
عملیات پای چوبی
نوشته عملیات بمب باران هوایی بلک باک اولین بار در پل تنگ. پدیدار شد.
پایگاه خبری پل تنگ – مهدی امرائی