مهدی امرائی

فرماندهی استراتژیک هوایی نیروی هوایی امریکا

نویسنده: مهدی امرائی ۱ دی ۱۴۰۴ 48 بازدید


به گزارش پایگاه خبری پل تنگ؛

فرماندهی استراتژیک هوایی نیروی هوایی امریکا

نویسنده:علی ویسی پور

مقدمه

فرماندهی استراتژیک هوایی یا Strategic Air Command  یا SAC بدون اغراق مهم ترین فرماندهی گسترده یا Major Command نیروی هوایی ایالات متحده بود که در طول جنگ سرد وظیفه خطیر کنترل و به کار گیری بمب های اتمی هواپرتاب و موشک های کروز اتمی هواپرتاب زرادخانه اتمی ارتش ایالات متحده را بر عهده داشت که البته بعد از مدتی که موشک های بالستیک وارد خدمت نیروهای نظامی شدند این موشک ها نیز به سلاح های فرماندهی استراتژیک هوایی اضافه شدند. با وجود نقش راهبردی و حیاتی این فرماندهی، اطلاعات کمی درباره آن در سایت های اینترنتی و مجلات و نشریه های نظامی وجود دارد، به طوری که بسیاری از علاقه مندان مطالب نظامی درباره بمب افکن های B52 و موشک های کروز ALCM اطلاعات خوبی دارند اما به خوبی نمیدانند این هواپیماها و تسلیحات زیر پرچم کدام فرماندهی خدمت میکردند.

 

تاریخچه

ریشه های فرماندهی استراتژیک هوایی به تشکیل فرماندهی استراتژیک در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۴۶ میلادی در نیروی هوایی نیروی زمینی US Army Air forces آمریکا بر میگردد. این فرماندهی جدید در واقع جایگزین فرماندهی نیروی هوایی قاره‌ای یا continental air forces شد که در طول جنگ جهانی دوم وظیفه‌ی دفاع هوایی از خاک ایالات متحده را بر عهده داشت. مقر این فرماندهی جدید نیز در همان مقر فرماندهی نیروی هوایی قاره‌ای قرار گرفت که زمین Bolling (بعد ها پایگاه هوایی Bolling) بود. در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۷ میلادی پس از تشکیل نیروی هوایی ایالات متحده، فرماندهی استراتژیک هوایی نیز به ساختار این نیروی جدید اضافه شد. قوای هوایی که به طور مستقیم در اختیار این فرماندهی بودند شامل نیروی هوایی هشتم و نیروی هوایی پانزدهم میشد 8th Air force و 15th Air force. فرماندهی علاوه بر بمب افکن های راهبردی، برخی مدل های خاص از هواپیماهای شناسایی و هواپیماهای سوخت رسان هوایی و هواپیماهای فرماندهی و کنترل را نیز در اختیار داشت. در این زمان که فرماندهی به تازگی در حال پا گرفتن بود، ستون فقرات ناوگان بمب افکن ها متشکل از تعداد زیادی بمب افکن های B29 بود و در بخش شناسایی راهبردی نیز مدل شناسایی این بمب افکن ها یعنی RB29 ها بود که البته شاید برای خوانندگان ما این هواپیماها آشنا باشند با توجه به ماموریت محرمانه عجیبی که در سال ۱۹۴۷ میلادی توسط نیروی هوایی انجام شد که البته با فرود اضطراری این هواپیماها در گرینلند نیز همراه شد. یکی از اتفاقات مهم این دوران تهیه نقشه جنگ اضطراری شماره یک Emergency War Plan 1 توسط این فرماندهی برای برنامه ریزی حملات اتمی گسترده به خاک شوروی بود. در این برنامه، برنامه ریزی دقیقی برای تحویل تمام ۱۳۰ بمب اتمی ایالات متحده (در آن زمان) به تقریبا ۷۰ شهر شوروی در طول یک دوره ۳۰ روزه توسط بمب افکن های نیروی هوایی انجام شد. این تفکر که تقریبا تمام زرادخانه اتمی آمریکا باید در یک تهاجم گسترده به خاک شوروی مورد استفاده قرار بگیرند متعلق به ژنرال و فرمانده معروف این فرماندهی یعنی کورتیس لی مِی بود؛ او معتقد بود در یک حمله باید حداقل هفتاد درصد بمب های اتمی توسط بمب افکن ها حمل و مورد استفاده قرار بگیرند. در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی اولین آزمایش اتمی خود که در واقع اولین بمب اتمی آنها بود را انجام دادند. پس از این آزمایش، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اولین و مهم ترین وظیفه فرماندهی استراتژیک هوایی را نابودی و یا تضعیف قابلیت نظامی اتمی شوروی تعیین کرد. دوم وظیفه اصلی فرماندهی جلوگیری از هرگونه پیشروی شوروی در خاک اروپا بود. این مسئله یعنی حمله زمینی ارتش سرخ به خاک اروپا در آن زمان یکی از کابوس های ژنرال های آمریکایی بود، با در نظر گرفتن این واقعیت که در آن زمان نیروی زمینی شوروی استعداد بی نظیری از لحاظ کمیت داشت. یکی دیگر از اتفاقات جالب این سال های اولیه تشکیل فرماندهی مربوط به ماه می سال ۱۹۴۸ است که گروهی از هواپیماهای فرماندهی به عنوان تیم قرمز حمله‌ای وسیع به سواحل شرقی خاک آمریکا را شبیه سازی کردند در حالی که نیروهایی از فرماندهی دفاع هوایی Air Defence Command به عنوان تیم آبی وظیفه دفاع در برابر هواپیماها را بر عهده داشتند.

ب29

در طول جنگ کره فرماندهی با دستور ستاد مشترک و در واکنش به تحرکات شوروی در خاک کره ده هواپیمای بمب افکن B29مسلح به بمب های اتمی را به پایگاه گوآم منتقل کرد. علاوه بر این ده بمب افکن، فرماندهی تعدادی نیز بمب افکن B29 با قابلیت عملیات های تاکتیکی به نزدیکی کره اعزام کرد. عملیات های این بمب افکن ها تا قبل از درگیری Mig15 با آنها بسیار خوب بود اما به محض وارد شدن میگ ها به آسمان کره تلفات بمب افکن ها شروع شد. در طول جنگ کره فرماندهی در کل ۲۱۰۰۰ سورتی پرواز انجام داد و تقریبا ۱۶۷۰۰۰ تن بمب روی خاک کره رها کرد. ۳۴ بمب افکن به دلایل رزمی در طول جنگ کره از دست رفت و چهل و هشت بمب افکن نیز به دلایل غیر رزمی از دست رفتند.

اولین هواپیمای جت فرماندهی هواپیمای B47 بود که اولین بار در سال ۱۹۵۱ وارد خدمت فرماندهی شد و در ۱۹۵۶ فرماندهی در تلاشی برای تقویت توانایی شناسایی راهبردی خویش تعدادی هواپیمای شناسایی راهبردی RB57D را به خدمت گرفت که این هواپیماها در پایگاه هوایی ترنر مستقر شدند. سال بعد این هواپیماها به آلمان غربی برای انجام عملیات های شناسایی محرمانه در کنار مرزهای شوروی اعزام شدند. نکته جالب این است که این بمب افکن ها هنگام بازگشت به پایگاهشان در آلمان غربی اغلب توسط هاوکر هانتر های نیروی هوایی سلطنتی رهگیری میشدند! در این زمان عملیاتی به نام operation reflex توسط فرماندهی طراحی شد که در آن با توجه به وضعیت هواپیماهای سوخت رسان و مصرف بالای سوخت بمب افکن های جت B47 و این واقعیت که این بمب افکن ها باید چند هزار کیلومتر پرواز میکردند تا به اهداف خود در خاک شوروی برسند، فرماندهی هواپیماها را در اسپانیا، ترکیه و آفریقای شمالی مستقر کرد تا مسافت ها کمتر باشد. این عملیات از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۶ به طول انجامید.

در تاریخ ۱۸ مارس ۱۹۵۷ اولین بخش موشکی در فرماندهی تشکیل شد و پرتاب آزمایشی موشک های میانبرد و قاره پیما را آغاز کرد. به موازات پرتاب های آزمایشی آموزش پرسنل کنترل و تعمیر موشک ها نیز آغاز شد. سیلوها و اتاق های کنترل و بررسی در چهار ایالت شمالی ایالات متحده شامل داکوتای شمالی، مونتانا، وایومینگ و نبراسکا به صورت پراکنده قرار دارند. ساختمان ها به صورت عادی روی سطح زمین قرار دارند در حالی که موشک ها و اتاق کنترل و بررسی آنها به صورت بسیار مستحکم در زیر زمین قرار دارند و به صورت بیست و چهار ساعت شبانه روز و سیصد و شصت و پنج روز سال در حالت آماده باش کامل قرار دارند، هر چند فرماندهان ارشد فرماندهی باور دارند این سیلو ها در نقش اسفنج کارایی دارند تا بیشتر موشک های اتمی روسیه و یا چین را در یک حمله اول فرضی جذب خود کنند. با این حال تمام تقریبا چهارصد موشک بالستیک قاره‌پیمای آمریکا که اکنون ترکیبی از مدل های مختلف موشک های LGM30 مینوتمن هستند، در هر لحظه آماده شلیک هستند. مدل اولیه موشک مینوتمن که LGM30A بود برای اولین بار در سال ۱۹۶۲ وارد خدمت فرماندهی شد. این موشک ها در آن زمان به عنوان موشک های بالستیک قاره پیمای سوخت جامد مزایای فراواتی را در اختیار فرماندهی قرار دادند که بیشتر به دلیل سرعت بیشتر آماده سازی و خطرهای کم تر موشک های سوخت جامد به موشک های سوخت مایع بود. در تاریخ ۱۱ می ۱۹۶۱ اولین هواپیماهای بمب افکن مافوق صوت وارد خدمت فرماندهی شدند که این هواپیماها B58 هاستلر بودند. هاستلرها در نفوذ در ارتفاع بالا به آسمان کشور دشمن متخصص بودند اما در پرواز ارتفاع پایین که در آن زمان با توجه به پیشرفت های شوروی در زمینه سامانه های پدافند هوایی در نظر فرماندهان نیروی هوایی بود، مشکلاتی داشتند. هاستلرها به دلیل مشکلات پروزای در ارتفاع پایین و هزینه های زیادشان بعد ها با هواپیماهای F111 جایگزین شدند. در همین زمان فرماندهی هواپیماهای بمب افکن و فرماندهی و کنترل به تعداد مشخص را به صورت بیست و چهار ساعته و سیصد و شصت و پنج روز سال در هوا نگه میداشت تا برای یک حمله هسته ای غافلگیرانه از سمت شوروی آماده باشد. این وضعیت در بحران های سیاسی مانند بحران موشکی کوبا با جدیت بیشتری ادامه پیدا میکرد. در این زمان فرماندهی نزدیک به ۳۱۰۰۰ پرسنل داشت؛ در مقام مقایسه باید بگویم که نیروی هوایی اسرائیل در کل ۳۴۰۰۰ پرسنل دائم دارد! در این زمان همچنین رییس جمهور کندی و وزیر دفاعش مک نامارا تع ادی از طرح های جالب فرماندهی را لغو کردند؛ مانند طرح بمب افکن های راهبردی مافوق صوت B70 والکری و موشک بالستیک هواپرتاب GAM87 اسکای بولت که مورد دومی ۱۸۵۰ کیلومتر برد داشت و مجهز به یک کلاهک اتمی W59 یک مگاتنی بود که هواپیماهای B52 سکوی اصلی پرتاب آنها بودند. در این زمان همچنین با رشد تعداد هواپیماهای سوخت رسان جدید فرماندهی یعنی KC135 ها دیگر نیاز به پایگاه های عملیات رفلکس کاهش پیدا کرد و فرماندهی توانست هواپیماهای سوخت رسان موتور پیستونی KC97 را نیز به مرور از خدمت خود خارج کند و آنها را به فرماندهی ها و وینگ های دیگر انتقال دهد که در نهایت برخی از آن ها از گارد ملی هوایی سر در آورند.

چهار بمب اتمی مارک 43 در زیر بدنه در کنار غلاف ام بی-1 سی

در جنگ ویتنام نیز فرماندهی همانند جنگ کره دست به عملیات های بمباران تاکتیکی و حتی در مواردی پشتیبانی هوایی برای نیروی زمینی و تفنگداران دریایی زد که البته نسبت به عملیات های جنگ کره بسیار شدید تر بودند. در همین سال های منتهی به دهه ی هشتاد میلادی بود که هواپیمای افسانه‌ای SR71 بلک برد وارد فرماندهی شد و شروع به درخشش کرد. عملیات های لاینبکر یک و دو گل سر سبد عملیات های هوایی فرماندهی در ویتنام بودند هر چند در عملیات لاینبکر دو بیست و پنج پرسنل فرماندهی جان خود را از دست دادند. اتفاق مهم دیگر در این زمان این بود که در سال ۱۹۷۰ فرماندهی برای اولین بار موشک های مینوتمن سه با قابلیت حمل کلاهک های جداشونده مستقل قابل هدایت را به خدمت گرفت. در همین سال بمب افکن های مافوق صوت هاستلر از خدمت خارج شدند. هواپیماهایی از فرماندهی که در عملیات های جنگ ویتنام شرکت کردند شامل KC135A و KC135Q به عنوان هواپیماهای سوخت رسان و SR71 و EC135 و U2 و RC135 به عنوان هواپیماهای شناسایی راهبردی و در نهایت مدل های B52F و B52D و B52G به عنوان بمب افکن ها. پس از پایان جنگ ویتنام در سال ۱۹۷۳ فرماندهی به دلیل کاهش بودجه ها مجبور به بستن برخی پایگاه های خود و یا انتقال آنها به فرماندهی های دیگر شد، هرچند این اتفاق قبل تر در برخی زمان های خاص در طول جنگ ویتنام نیز رخ داده بود، اما پس از جنگ اوضاع بدتر هم شد. در زیر فهرستی از پایگاه هایی قرار دارد که تعطیل و یا تغییر وینگ و فرماندهی دادند:

– پایگاه هوایی آلتوس (انتقال به MAC، بعداً به AETC)

– پایگاه هوایی برگستروم (انتقال به TAC، سپس ACC تا زمان بسته شدن توسط BRAC در سال ۱۹۹۳)

– پایگاه هوایی کلمبوس (انتقال به ATC، اکنون AETC)

– پایگاه هوایی کلینتون-شرمن (بسته شد)

– پایگاه هوایی داو (بسته شد؛ بخشی به ANG منتقل شد و به Bangor ANGB تبدیل شد)

– پایگاه هوایی هانتر (انتقال به ارتش ایالات متحده به عنوان Hunter AAF)

– پایگاه هوایی لارسون (بسته شد)

– پایگاه هوایی لینکلن (بسته شد؛ بخشی به ANG منتقل شد و به Lincoln ANGB تبدیل شد)

– پایگاه هوایی لیتل راک (انتقال به TAC، سپس MAC، اکنون AMC)

– پایگاه هوایی مانتین هوم (انتقال به TAC، اکنون ACC)

– پایگاه هوایی ترنر (انتقال به نیروی دریایی ایالات متحده به عنوان NAS Albany در سال ۱۹۶۸، بسته شد در ۱۹۷۵)

ب52 اف در حال فروریختن بمب های 340 کیلویی در ویتنام

علاوه بر پایگاه، برخی وینگ ها نیز غیرفعال شدند و یا به فرماندهی های دیگر انتقال پیدا کردند. همچنین فرماندهی در این سال مدل های قدیمی بمب افکن های B52 را بازنشسته کرد. در همین زمان بخش موشکی فرماندهی به دوران اوج خود رسید و تقریبا ۱۰۰۰ موشک قاره پیما مینوتمن دو و مینوتمن سه و ۵۴ موشک تایتان دو را در حالت آمادا باش کامل در اختیار داشت. توجه داشته باشید تعداد موشک هایی که پیش تر در این مطلب گفتیم تعداد زمان حال است. درباره موشک های مینوتمن مطالبی در سایت وجود دارد، اما درباره موشک های تایتان باید بگوییم که این موشک های سوخت مایع دو مرحله ای با کلاهک های نه مگاتنی خود که از نوع W53 بود و از لحاظ فیزیکی بسیار شبیه به بمب های هواپرتاب B53 بود قدرت ویرانگری داشتند. کلاهک ها دارای مکانیسم دو حالته فعال سازی در هوا روی سر هدف و یا فعال سازی در اثر برخورد. وزن کل موشک با سوخت خود تقریبا ۱۵۵ تن بود. کلاهک این موشک همچنین از لحاظ قدرت ویرانگری بر اساس واحد مگاتن قوی ترین در تاریخ موشک های قاره پیمای اتمی آمریکا بود. فقط ۶۵ کلاهک از این مدل در یک سال بین سال های ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳ ساخته شد. فرایند بازنشستگی موشک های تایتان با کلاهک های خود در سال ۱۹۸۲ آغاز شد. یک اتفاق جالب در ارتباط با این موشک ها مربوط به سپتامبر سال ۱۹۸۰ می باشد که یک نشتی سوخت در سیلوی یک موشک تایتان در پایگاه فرماندهی در ایالت آرکانزاس باعث انفجار موشک تایتان درون سیلوی خود شد. این انفجار باعث پرتاب شدن کلاهک موشک به فاصله چند متر شد، هر چند به دلیل وجود مکانیسم های امنیتی روی کلاهک اتفاق خطرناکی رخ نداد. درباره اتفاقات خطرناک مربوط به بمب افکن ها در سایت مطالبی وجود دارد که اگر علاقه مند باشید میتوانید آنها را مطالعه کنید. اتفاق مهم دیگری که در این زمان افتاد رزمایش بزرگ Global Shield 79 بود، در این رزمایش دو موشک مینوتمن سه که در آن زمان پیشرفته ترین موشک های قاره پیمای ایالات متحده بودند بدون کلاهک جنگی شلیک شدند.

پس از اتمام جنگ سرد در سال های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲، فرماندهی نیز رو به خاموشی رفت. آخرین تغییر مهم در فرماندهی به خدمت گرفتن هواپیماهای سوخت رسان جدید KC10 به تعداد محدود برای کمک کردن به هواپیماهای مسن KC135 بود. مطالب مربوط به KC10 نیز در این سایت وجود دارد. هر چند اینجا از موشک های LGM118 پیس میکر و موشک های تایتان دو LGM25C و وارد خدمت شدن بمب افکن های B1B پس از دستور رییس جمهور رونالد ریگان به عنوان تغییرات عمده صرف نظر میکنیم.

همانطور که ملاحظه کردید هم در جنگ کره و هم در جنگ ویتنام سیاستمداران آمریکایی به زیبایی و با ظرافت بی نظیری از قدرت هوایی در راستای اهداف سیاسی خود بهره گرفتند. ترومن، کنوی و ریگان هر کدام در مواقعی که احساس نیاز به فشار بر کشور های دشمن و رقیب پیدا میکردند دستور اعزام بمب افکن ها و هواپیماهای جاسوسی را میدادند و البته این تنها به کشور های دشمن و رقیب ختم نمیشد و در برخی موارد شامل کشورهای دوست و هم پیمان نیز میشد که هنوز هم برخی از جزئیات این ماموریت های شناسایی هوایی پنهان در هاله ای از ابهام است. اگر دقت کنید راهبرد سیاستمداران اسرائیلی در حال حاضر بی شباهت به راهبرد همتایان آمریکاییشان در طول جنگ های کره و ویتنام نیست؛ همانطور که اکنون دولتمردان اسرائیلی در صدد تغییر چهره سیاسی خاورمیانه به واسطه نیروی هوایی اسرائیل هستند. البته باید این را نیز در نظر گرفت اکنون گروه هایی مانند حزب الله و یا انصارالله خیلی با ویت کنگ ها و کره ای ها متفاوت هستند. این را هم باید بگوییم با وجود برتری بی چون و چرای نیروی هوایی اسرائیل بر همتایان خود در خاورمیانه، این نیرو در مقایسه با وضعیت نیروی هوایی ایالات متحده در جنگ کره و جنگ ویتنام دارای محدودیت های جدی میباشد، به طوری که هم اکنون نیز اسرائیلی ها هیچ بمب افکن سنگینی در خدمت ندارند. ذکر این نکته نیز در اینجا لازم است که نتایج ژئوپلیتیک و سیاسی جنگ های کره و ویتنام به تنهایی نمیتواند تایید و یا تکذیبی بر راهبرد موفقیت سیاسی از مسیر قدرت هوایی نیست، زیرا عوامل تایین کننده دیگری نیز در این نتایج دخیل هستند مانند چگونگی عملکرد تفنگداران دریایی و یا حتی دخالت های مستقیم و غیر مستقیم نیروی هوایی شوروی. در مورد نیروی هوایی اسرائیل نیز همانطور که شما ملاحظه میکنید بسیاری از اهداف سیاسی حاکمیت اسرائیل با وجود استفاده بی حد و مرز از قدرت هوایی در هر نقطه از خاورمیانه محقق نمیشود.

ساختمان ها و تاسیسات زمینی

یکی از جذاب ترین بحث های مربوط به فرماندهی استراتژیک هوایی بحث ساختمان ها و پایگاه های زمینی است. این پایگاه ها به بخشی مهم از فرهنگ و نماد های فرماندهی تبدیل شده اند. تاسیسات افسانه ای و مستحکم در دل کوه ها و یا چندین متر زیرزمین با درهایی غول پیکر که وزن برخی از این درها به بیست تن نیز میرسید. این درها به قدری مستحکم بودند که حتی در برابر انفجار های هسته ای تا حدودی مقاومت داشتند. ممکن است خوانندگان ما در شبکه های اجتماعی تصاویری از این استحکامات را دیده باشند. به غیر از فرماندهی استراتژیک هوایی فرماندهی دفاع هوایی نیز چنین استحکاماتی داشت و یکی از مثال های آن تاسیسات معروف شاین است که در دل کوه های شهر کلرادو اسپرینگز در ایالت کلرادو قرار دارد. این مجتمع تقریبا ششصد متر زیرزمین قرار دارد که بالای آن سنگ های گرانیت قرار دارند. برای ساخت این مجموع که در سال ۱۹۶۱ ساخت آن آغاز شد و پنج سال به طول انجامید ۱۴۲ میلیون دلار دهه شصت میلادی معادل تقریبا ۵/۱ میلیارد دلار امروز هزینه صرف شد. این تاسیسات آن زمان و اکنون به نوراد NORAD تعلق داشت و دارد. نوراد مسئولیت دفاع هوایی و فضایی از خاک آمریکا را بر عهده دارد.

پایگاه اندروز Andrews Air force Base که از سال ۲۰۰۹ و مستقر شدن برخی اسکادران های هوانوردی دریایی ایالات متحده در آن به Joint Base Andrews تغییر نام داد، اولین پایگاه فرماندهی و ستاد مرکزی فرماندهی استراتژیک هوایی بود. این پایگاه برای گرامیداشت یاد ژنرال فرانک مکسول اندروز فرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا، توسط ارتش اندروز نام گذاری شد. این پایگاه در اصل در سال ۱۹۴۲ با نام Camp Springs Air Base توسط نیروی هوایی نیروی زمینی آمریکا تاسیس شد در فاصله چند کیلومتری شهر کمپ اسپرینگز در ایالت مریلند قرار دارد. این پایگاه از سال ۱۹۴۶ تا ماه نوامبر سال ۱۹۴۸ ستاد مرکزی فرماندهی بود. پایگاه دارای دو باند با طول تقریبا ۹/۲ تا ۴/۳ کیلومتر است و ارتفاع آن از سطح دریا تقریبا ۸۵ متر است. پهنای باندها نیز ۶۱ متر است. پایگاه مساحت کلی ۱۸ کیلومتر مربع دارد. این پایگاه در زمان حاضر خانه وینگ ۳۱۶ نیروی هوایی ایالات متحده نیز میباشد که مسئول جا به جا کردن رییس جمهور آمریکا و برخی از مقامات دولتی آمریکا مانند معوان رییس جمهور و وزیر خارجه است. هواپیماهای VC25 که در حال حاضر هواپیماهای اصلی برای جا به جایی رییس جمهور ایالات متحده هستند در این پایگاه مستقرند. وینگ ۴۵۹ نیز که مسئولیت سوخت رسانی هوایی به هواپیماهای ریایت جمهوری را بر عهده دارند در این پایگاه مستقرند. این پایگاه یک برج کنترل ترافیک هوایی و چند رادار پیشرفته دارد که پوشش هوایی مناسبی ایجاد میکنند. وینگ های ۱۱۳ و ۸۹ نیز در این پایگاه مستقر هستند و فعالیت میکنند. چند هواپیمای ترابری از نیروی دریایی و تفنگداران دریایی نیز در این پایگاه مستقرند. در بحث ساختمان ها پایگاه دارای ساختمان های جدا برای هر کدام از وینگ ها و دو آشیانه بزرگ برای هواپیماهای ریاست جمهوری و یک درمانگاه به نام مالکم گرو و یک مهد کودک برای کودکان پرسنل پایگاه است. چندین فروشگاه بزرگ و استخر و بانک نیز داخل پایگاه وجود دارد. لقب پایگاه اندروز فرودگاه آمریکا نیز است. متاسفانه در منابع عمومی مطلبی درباره تاسیسات زیرزمینی پایگاه اندروز در دسترس نیست بر خلاف پایگاه آفوت که در پایین به آن میپردازیم. در ظاهر پایگاه اندروز هیچ استحکاماتی در زیرزمین ندارد.

در سال ۱۹۴۸ با تلاش های ژنرال لی می مقر مرکزی فرماندهی از پایگاه اندروز به پایگاه آفوت در نبراسکا انتقال یافت. پایگاه آفوت که در اصل ریشه های آن به Fort Crook در سال ۱۸۹۰ بر میگردد یکی از فرت های نیروی زمینی ایالات متحده بود. فرت تقریبا معادل قلعه در زبان فارسی است. از زمان انقلاب آمریکا پایگاه های نیروی زمینی آمریکا معمولا توسط ارتش فرت یا قلعه نامیده میشدند. پایگاه آفوت در جنوب شهر اوماها در ایالت نبراسکا قرار دارد. در سال ۱۹۲۴ خلبانی جوان به نام جارویس آفوت در نبردهای هوایی جنگ جهانی اول کشته شد که اهل اوماها هم بود، به همین دلیل نیروی هوایی نیروی زمینی نام این پایگاه را به آفوت تغییر داد. در طول جنگ جهاتی دوم بمب افکن های B29 در این پایگاه ساخته میشدند، از جمله دو فروند معروف Enola Gay و Bockscar که بمب های اتمی مرد چاق و پسر کوچک را حمل کردند. بعد از انتقال مقر مرکزی فرماندهی استراتژیک هوایی به پایگاه آفوت دررسال ۱۹۴۸ این پایگاه به مدت تقریبا چهل سال قلب مدیریت و زاردخانه تسلیحات اتمی ایالات متحده بود. پایگاه آفوت دارای یک باند اصلی به طول ۳۵۶۷ متر و پهنای ۹۱ متر است. ارتفاع پایگاه از سطح دریا ۷/۳۱۹ متر میباشد و وسعت آن چندین کیلومتر مربع میباشد. باند پایگاه همچنین برای امنیت بیشتر هنگام تیک آف و لندینگ دارای آستانه های جا به جا شده میباشد. این باند یکی از بزرگترین باند های نظامی ایالات متحده است و برای عملیات هواپیماهای بمب افکن و هواپیماهای بزرگ و سنگین مناسب است. در زمان حال پایگاه وینگ ۵۵ را در اختیار دارد که شامل هواپیماهای شناسایی و جاسوسی الکترونیکی راهبردی RC135 ریوت جوینت است و به علاوه این وینگ، وینگ ۵۹۵ که صاحب هواپیماهای بسیار خاص E4B نایت واچ هستند را نیز در اختیار دارد. هواپیماهای نایت واچ متعلق به وینگ ۵۹۵ هستند اما از لحاظ سلسله مراتب فرماندهی تحت کنترل فرماندهی استراتژیک ایالات متحده USSTRATCOM قرار دارند. نقشه کلی این است که در مواقع خطر حیاتی مانند حمله هسته ای علیه خاک ایالات متحده، رییس جمهور ایالات متحده و اعضای بلند پایه کابینه دولتش به پایگاه هوایی اندروز و از آنجا به وسیله هواپیماهای ریاست جمهوری به پایگاه هوایی آفوت و از آنجا به وسیله هواپیماهای نایت واچ به مقصدی محرمانه تغییر مکان بدهند. اسکادران های ۹۲ و ۸۲ نیز به علاوه اسکادران پشتیبان اطلاعاتی ۵۵ و اسکادران های ۴۵ شناسایی ویژه نیز در این پایگاه مستقرند. اسکادران شناسایی ۳۴۳ نیز با هواپیماهای RC135S کبرا بال وظیفه شناسایی پرتاب و پرواز موشک های بالستیک را بر عهده دارد که توضیح نحوه کار و سامانه های هواپیماهای آنان و جزئیات ماموریت های آنان در اینجا نمیگنجد. اسکادران ۳۳۸ نیز وظیفه آموزش پرسنل نیروی هوایی در این پایگاه را بر عهده دارد. هواپیماهای WC135 و OC135 نیز برای وینگ ۵۵ پرواز میکنند. درباره این هواپیماها و ماموریتهایشان اطلاعات خاصی در دسترس نیست. از مهم ترین بخش های پایگاه هوایی آفوت بخش زیرزمینی آن است. چند طبقه استحکامات که مساحت و تعداد طبقات و عمق و ضخامت و ترکیب آلیاژ دیوار ها به طور دقیق مشخص نیست. در برخی منابع مساحت تقریبی ۳۹۰۰۰ متر مربع مطرح است اما قابل اتکا نیست. بخش زیرزمینی در برابر تشعشعات رادیو اکتیو و تهدیدات الکترومغناطیسی مقاوم است. بخش زیرزمینی اولین بار در سال های پس از ۱۹۴۸ تاسیس شد و سپس در اولین تغییر بزرگ در سال ۲۰۱۵ پروژه‌ای به ارزش ۵/۱ میلیارد برای توسعه بخش زیرزمینی توسط ارتش طراحی شد. هدف این طرح توسعه از سوی ستاد مشترک ایجاد مرکز فرماندهی و ارتباطات مقاوم در برابر تهدیدات نوین مطرح شد. در سال ۲۰۱۹ سیل باعث توقف کوتاهی در طرح توسعه بخش زیرزمینی پایگاه شد.

به غیر از مقرهای مرکزی که شامل اندروز و آفوت بود فرماندهی تعدادی پایگاه هوایی داخل خاک ایالات متحده و همچنین خارج از ایالات متحده در مناطق راهبردی جهان در اختیار داشت. در زیر فهرست کاملی از این پایگاه ها را مشاهده میکنید:

– Barksdale AFB Louisiana پایگاه بمب‌افکن‌های B52

– Minot AFB North Dakota بمب‌افکن‌های B52 و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما

-Ellsworth AFB South Dakota بمب‌افکن‌های B1B و B52

– Fairchild AFB Washington پایگاه سوخت‌رسانی و بمب‌افکن‌ها

– Carswell AFB Texas پایگاه بمب‌افکن‌های سنگین

– Travis AFB California پایگاه ترابری و بمب‌افکن‌ها

– Grissom AFB Indiana پایگاه KC135 و بمب‌افکن‌ها

– Pease AFB (New Hampshire پایگاه بمب‌افکن‌های B52

– Whiteman AFB Missouri بعدها میزبان بمب‌افکن‌های B2

– Walker AFB New Mexico پایگاه بمب‌افکن‌های B29 و B52

– McCoy AFBFlorida پایگاه بمب‌افکن‌های B52

– Kincheloe AFB Michigan پایگاه بمب‌افکن‌ها و سوخت‌رسان‌ها

– Malmstrom AFB Montana پایگاه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما

– Vandenberg AFB California پایگاه آزمایش موشک‌های بالستیک و فضایی

RAF Mildenhall و RAF Lakenheath انگلستان

Andersen AFB گوام

Thule Air Base گرینلند

Clark Air Base فیلیپین

پایان فرماندهی

در سال ۱۹۹۸ تعداد بیشتری از پایگاه های فرماندهی به دستور کنگره تعطیل شدند. این سرآغازی برای پایان فرماندهی بود. در جنگ خلیج فارس فرماندهی فقط تعدادی بمب افکن استراتوفورترس از پایگاه های هوایی خارج از خاک آمریکا مانند ترکیه به پرواز درآورد و عملیات های بمباران راهبردی به وسیله تسلیحات هواپرتاب متعارف انجام داد، که البته با توجه به نقش و وظایف اصلی فرماندهی این عملیات ها بمباران تاکتیکی بودند تا راهبردی. یکی از تسلیحات پیشرفته فرماندهی در طول جنگ موشک های کروز آلکام بود که در ابتدای این مطلب به آنها اشاره کردیم. البته موشک های کروز جنگ خلیج فارس دارای کلاهک های متعارف بود بر موشک های در حالت عملیاتی معمولی که کلاهک های هسته ای داشتند. یکی از غم انگیزترین لحظات تاریخ نیروی هوایی ایالات متحده در این مقطع زمانی بود هنگامی که ۳۱۰۰۰ پرسنل و هواپیماها میان دیگر فرماندهی ها و وینگ ها تقسیم شدند و فرماندهی استراتژیک هوایی از هم پاشید. دلایل این اتفاق به سیاست های ایالات متحده پس از فروپاشی شوروی برمیگردد. پس از این اتفاق اما فرماندهی جدید نیز توسط ستاد مشترک تاسیس شد که نام آن Global Strike Command است و مخفف آن GSC است. این فرماندهی جدید بیشتر بر کنترل و تعمیر و نگهداری تع اد تقریبی چهارصد موشک قاره پیمای مینوتمن آمریکا متمرکز شد و اکنون نیز در چهار ایالت شمالی آمریکا فعالیت میکند. هر چند پروتکل هایی مشابه فرماندهی استراتژیک هوایی دارد. در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۱ به فرمان جرج بوش پدر پروازهای بیست و چهار ساعته پایان یافت.

موزه

موزه فرماندهی استراتژیک هوایی در تاریخ ۱۹۵۹ در نزدیکی شهر اشلند ایالت نبراسکا و نزدیک به پایگاه هوایی آفوت توسط فرماندهی تاسیس شد. در این موزه هواپیماهای فرماندهی در طول جنگ سرد و موشک های بالستیک اتمی زمین پرتاب آمریکا در حالت نمایش برای عموم مردم آمریکا قرار دارند. ابتدا موزه قسمتی از پایگاه بود اما بعد ها در ۱۹۹۸ به مکانی جدا انتقال پیدا کرد. موزه متشکل از دو ساختمان است و مساحتی به اندازه ۲۸۰۰۰ مترم ربع دارد. در این موزه هواپیماهای معروفی مانند بلک برد و دراگون لیدی U2 قرار دارند. همچنین EC135 لوکین گلس نیز در این موزه درخشش میکند. F117 نایت هاوک اولین هواپیمای پنهانکار عملیاتی ایالات متحده نیز در این موزه حضور دارد. ماژول فرماندهی ماموریت آمولو نیز در این موزه قرار دارد که به نوبه خود حیرت انگیز است.

فرماندهی استراتژیک هوایی قسمت کوچکی از منظومه جنگ سرد و ماجراهای خاکستری آن است. در زمانی که موشک های بالستیک قاره پیما و سیلو های مستحکم آن ها هنوز فراگیر و عملیاتی نبودند فرماندهی با بمب افکن های غول پیکر و بمب های عظیم الجثه وظیفه حیاتی بازدارندگی اتمی و حفاظت از خاک ایالات متحده و حتی خاک اروپا را بر عهده داشتند. در این مطلب فرصت برای اشاره به نمادها و خرده فرهنگ های فرماندهی نبود و ما افسوس میخوریم که این فرصت نبود تا از پلاک ها و نامه های اعزام محرمانه و اسلحه های کمری مخصوص و لقب های برخی از وینگ ها و اسکادران ها صحبت کنیم.

نوشته فرماندهی استراتژیک هوایی نیروی هوایی امریکا اولین بار در پل تنگ. پدیدار شد.

پایگاه خبری پل تنگ – مهدی امرائی

پایگاه خبری پل تنگ
پایگاه خبری پل تنگ » فرماندهی استراتژیک هوایی نیروی هوایی امریکا

دیدگاهتان را بنویسید

2 × 5 =

پایگاه خبری پلدختر

پل تنگ Pol Tang